الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

400

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

تَصْعِير : گردن و صورت گرداندن ( از روى كبر و غرور ) . و آيه : ( وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ - 18 / لقمان ) ( روى خويش از مردم مگردان ) . به هر سختى و دشوارى - مُصْعَر - گفته مىشود . الظّليم أَصْعَرُ خِلقةً : شتر مرغ خلقتا گردن فراز و كژ گردن است . صعق : الصَّاعِقَةُ و الصّاقعة : از نظر لفظ و معنى به هم نزديكند و همان غرش سهمگين و بزرگ است ، جز اينكه - صَقْع - صدا در أجسام زمينى و - صَعْق - صدا در اجسام آسمانى است . بعضى از واژه شناسان ، گفته‌اند : واژه - صَاعِقَة - سه وجه دارد : 1 - مرگ ، مثل آيات : ( فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ - 86 / زمر ) ( فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ - 153 / نساء ) . 2 - عذاب ، مثل آيه : ( أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ - 13 / فصّلت ) . 3 - آتش ، مثل آيه : ( وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ - 13 رعد ) آنچه را كه ذكر شد در واقع نتايجى است كه از صاعقه حاصل مىشود زيرا صاعقه صداى سهمگين و شديد از آسمان است و سپس از او فقط آتش و عذاب و مرگ نتيجه مىشود و در واقع يك چيز است و اين نتايج از تأثيرات آن است . صغر : الصِّغَرُ و الكِبَرُ : از اسامى متضادّى است كه با در نظر گرفتن بعضى به بعض ديگر به كار مىرود گفته مىشود ( امورى است نسبى نه مطلق ) مثلا چيزى در كنار چيز ديگر كوچك است و در جنب چيز ديگر بزرگ . صَغِير و كبير : گاهى به اعتبار زمان است ، مثلا مىگويند : فلان صغير و فلان كبير - وقتى كه سنّ يكى به اعتبار سنّ ديگرى كمتر از او باشد و گاهى كوچكى و بزرگى به